تبليغاتX
اشک و آه و حسرت -عشق و غم و انتظار
 

سلام عزیزان

سال نو بر همه شما مبارک

امیدوارم سالی خوب همراه با موفقیت و خوشبختی پیش رو داشته باشید.

 

+ نوشته شده در یکشنبه دوم فروردین 1388ساعت 2:31 توسط فریاد دچار |

 

چشمانم را آذین راهت میکنم

                           تا بیاییی و بمانی

                                               برای همیشه

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 3:51 توسط فریاد دچار |

 

یه دنیا دلم گرفته

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 20:13 توسط فریاد دچار |

 

رنگين کمان پاداش کسي است که تا آخرين قطره زير باران مي ماند...

 

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 22:12 توسط فریاد دچار |

 

بگذار دیدن تو را با دردها آشنا کند اما هرگز کوری را به خاطر آرامش تحمل نکن..

 

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 22:10 توسط فریاد دچار |

 

نه!نرو!... صبرکن قرارمان اين نبود بايد سکه بيندازيم... اگر شير آمد:ترديد نکن که دوستت دارم... اگر خط آمد:مطمئن باش دوستدارت هستم ..... صبر کن سکه بيندازيم اگر دوستت نداشتم.....آن وقت برو...

 

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 22:9 توسط فریاد دچار |

 

انانكه می فهمند عذاب می كشند و

انانكه نمی فهمند عذاب می دهند

 

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 21:5 توسط فریاد دچار |

 
عشق فراموش کردن خود در وجود کسی است که همیشه در همه حال شما را به یاد دارد
 
+ نوشته شده در سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 7:27 توسط فریاد دچار |

 

سکوت تنها دوستي است که هرگز خيانت نمي کند.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 19:27 توسط فریاد دچار |

 

 سرد است

اینجا

هم هوا

هم نگاه تو .

نگاهت سردتر میکند

این یخ زده هوا را برایم .

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه یکم دی 1387ساعت 7:42 توسط فریاد دچار |

 

حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی

دام  تزویر  مکن  چون  دگران  قرآن  را

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 7:47 توسط فریاد دچار |

 

هر چه می خواهم غمت را در دلم پنهان کنم

سینه  می گوید من تنگ  آمدم   فریاد    کن

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 13:53 توسط فریاد دچار |

 

 در من غزل و عشق و رهایی مرده

بیچاره دلم داغ خیانت خورده

دیگر منو همسفر شدن ممکن نیست ...

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 13:31 توسط فریاد دچار |

 

یه کاری کن که میتونی

یه خونه شو تو ویرونی

ازین بیشتر نپرس از عشق

نمیدونم  نمیدونی

 

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 22:30 توسط فریاد دچار |

 

 بیایید به جای نفرت و نفرین به تاریکی چراغی برافروزیم.

 

+ نوشته شده در شنبه دوم آذر 1387ساعت 6:59 توسط فریاد دچار |

 

ما هميشه صداهاي بلندتر را مي شنويم،

 پر رنگها را مي بينيم، سختها را مي خواهيم؛

ولي غافل از اين كه خوبها آسان مي آيند،

 بي رنگ مي مانند و بي صدا مي روند.

 

+ نوشته شده در شنبه دوم آذر 1387ساعت 6:39 توسط فریاد دچار |

 

درخت هم یه روز از برگاش خسته میشه ...

                 ...  پاییز بهانه است .

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 21:40 توسط فریاد دچار |

 

دردهای من

         جامه نیستند

               تا ز تن در آورم

        جامه و چکامه نیستند

             تا به رشته سخن درآورم

       نعره نیستند

            تا ز نای جان برآورم

دردهای من نگفتنی

                         دردهای من نهفتنی ست.

                                                          "بهار"

 

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 7:21 توسط فریاد دچار |

 

چشمانم را

                  آذین راهت میکنم

تا بیایی و بمانی

                         برای همیشه

 

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 7:40 توسط فریاد دچار |

 

سلام

همین و بس ...

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 20:3 توسط فریاد دچار |